dokhtaran

لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!

************************

زندگی سه تا پیچ داره

تولد

عشق

مرگ

سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

************************

سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند

انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد

جوک اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس جدید جوک و اس ام اس جوک رشتی جوک اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس جدید جوک و اس ام اس جوک رشتی جوک اس ام اس اس ام اس اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس جوک اس ام اس ماه رمضان اس ام اس عاشقانه جملات عاشقانه اس ام اس عاشقانه و سرکاری smsعاشقانه اس ام اس عشقولانه اس ام اس عاشقونه اس ام اس عاشقانه پیامک جدید پیامیک عاشقانه پیامک ماه رمضان پیماک تولد پیامک عاشقونه پیامک سرکاری پیامک زدحال پیامک زشت پیامک ترکی پیامک عربی پیامک لر پیامک تهرانی پیامک رشتی پیامک جدید پیامیک عاشقانه پیامک ماه رمضان پیماک تولد پیامک عاشقونه پیامک سرکاری پیامک زدحال پیامک زشت پیامک ترکی پیامک عربی پیامک لر پیامک تهرانی پیامک رشتی sms rashti love tork lor arab Sms jok jok جوک جوک sms rashti love tork lor arab Sms jok jok جوک جوک پیامک مذهبی سایت اس ام اس سایت جوک اس ام اس , پیامک, جوک, لطیفه, عاشقانه, سرکاری, مناسبتی, تولد,تسلیت, عید فطر, عید نوروز,sms, jok,عرب, ترک ,لر تهرانی, رشتی اس ام اس تولد پیامک تولد جمله زیبا برای تولد تولدت مبارک شعر برای

************************

ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم

************************

.

.

.

.

.

.

.

شستت حال اومد؟؟؟؟



************************

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟

.

.

.

واقعا که!

.

.

.

تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

************************

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند

یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

************************

!از خدا پول خواستم بانک داد

درخت خواستم جنگل داد

اتاق خواستم خونه داد

حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!

************************

سلام
.
.
.
.
.
.
چیه دنبال من راه افتادی؟؟؟

حالا خوبه فقط یه سلام کردیم !!

************************

همه ی وجود سرمو رو شونه ی مهربونه تو میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک

میکنم !!

--

اگه گفتی پنج شنبه شب بعد ساعت 12 چی میشه ؟ 
.
.
.
.
.
.
خوب معلومه دیگه جمعه میشه خنگ خدا !

************************

.
.
.
.
.
.
.
.
اون نرده ها رو زدن تا گوسفندا نیان این طرف، تو چطوری اومدی ؟

************************

ترکه می ره دانشگاه به 2 دلیل می فهمن ترکه

۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

************************

اون چیه که ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟

خوب معلومه دیگه تفنگ! ماست هم نکته ی انحرافی بود !

************************

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه.

.. . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

جوک اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس جدید جوک و اس ام اس جوک رشتی جوک اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس جدید جوک و اس




طبقه بندی: جوک،  sms،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 شهریور 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

دعای خانم ها: خدایا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم، صبر بده تا تحملش كنم، اما قدرت نده كه میزنم لهش میكنما!

مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی. بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود!

یارو تو جاده داشته رانندگی میکرده، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمیگیره، رفیقشو صدا میکنه میگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین!

به یارو میگن سفره حج چطور بود؟ میگه عالی، خیابوناش تمیز، برجاش بلند، ماشینا همه آخرین مدل، یه جای دیدنی هم داشت كه خیلی شلوغ بود من دیگه نرفتم!

یارو با گوسفنداش دعواش میشه، واسه چرا میبردشون چمن مصنوعی!

یارو میره از این ماشینا میخره که فرمونش سمت راسته. بهش میگن حالا ازش راضی هستی؟ میگه: راضی که هستم، فقط هر وقت تف میکنم میخوره تو صورت زنم!

به آدامس میگن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

یارو داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده كمك كمك! بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، تو چرا كمك می‌خوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت میكنم!

به یارو میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف!

یارو با نامزدش میره کافی شاپ، گارسون میاد میگه چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: ۲ تا کافه گلاسه لطفاً. یارو هول میشه میگه: ۲ تا هم واسه من بیارین!

یارو میره عیادت یکی از دوستاش، وقتی میخواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!

یارو رادیولوژیست بوده، به مریض میگه: تو عکستون یک شکستگی بزرگ در دنده راستتون دیدم، اما اصلاً نگران نباشید خودم با فتوشاب درستش کردم!

از طرف وزارت بهداشت میان سرکشی گاوداری، به یارو میگن: شما به گاواتون چی میدین؟ میگه: کاه! خلاصه جریمش میکنن. چند وقت بعد دوباره میان همون سوال رو میکنن، یارو میگه: بهشون چلوکباب میدیم! دوباره جریمش میکنن. چند وقت بعد میان دوباره همون سوال رو میکنن، یارو میگه: والا ما به گاوامون پول تو جیبی میدیم، هرچی دلشون میخواد بخرن بخورن!

یارو به رفیقش میگه: من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم؟ میگه: ببرش باغ وحش. فردا رفقیش میبینتش، میگه بردیش؟ یارومیگه: آره، تازه امشب هم میخوام ببرمش سینما!

بهیارو میگن یه جمله بساز که توش آب باشه. میگه: لوله!

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه. اصفهانیه التماس کنان میگه: آقا تو رو خدا یقمو ول کن گوشمو بگیر، آخه یقم پاره میشه!

یه روز یه یارو داشته دنده عقب با ماشین از كوه میرفته، بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری؟ میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم. بعداً وقتی میخواسته پایین بیاد باز میبینن داره دنده عقب میاد. میگن الان چرا دنده عقب میای؟ میگه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم!

یارو میره از ملای محل میپرسه: ببخشید حاج آقا، با کفش میشه نماز خوند؟ حاج آقا میگه: نه برادر، نمیشه. یارو میگه: ولی من خوندم شد!

یه دکتر اصفهانی زنش میمیره، روی سنگ قبرش مینویسه: آرمگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان، مطب خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذیرایی: 16 الی 21 شب!

یارو میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه. میگه خدا رحم کرد مانور بود!

یارو اسم نویسی میكنه واسه موبایل، میگه: خدا كنه نوكیا در بیاد!





طبقه بندی: جوک، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مرداد 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

نخند آقا!


ایوب را گفتند صبر از که آموختی !؟


گفت از دیال آپ !



*********



در پی دزدیده شدن آثار ملی و مجسمه های تهران خبر میرسد


برج آزادی در میدان آزادی ربوده شد !



*********




مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار


و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!




*********



عشق====>سرکاریه … محبت====>تظاهره … مهربونی====>مسخرست


وفا====>مرده … عهدوپیمون====>دلخوشیه … عاطفه====>تموم شده


مهر====> مدرسه باز میشه !



*********



از بچه حیف نون می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟


می گه : کتک!



*********



۳ مشخصه موبایل ندیده ها :


۱- وقتی موبایلشون زنگ می خوره خنده شون می گیره


۲- وقتی بهشون زنگ می زنن دیر جواب می دن


۳- وقتی براشون SMS سرکاری میاد تا آخرش می خونن !



*********



ازضرب من تا جمع تو راهی بجز تفریق نیست دل خوش به مجموعم مکن اینجا مگر


تقسیم نیست با رادیکال عشق بیا تا بشکند مجذور من چیزی نگفتن بهتر از سینوس تو آلفای من !



*********



دو تا حیف نون شطرنج بازی میکردن ، شاه دق مرگ میشه !



*********



معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟


شاگرد: بهش میگن معلم




*********



معنی این عبارت جبری چیست؟


(o/5 k3)


———————-


(k3)


پاسخ: کاسه ای زیر نیم کاسه است !



*********



قطعه‌ ای از شاهکار ادبی حیف نان : شب بود و خورشید به روشنی می‌درخشید،


پیرمردی جوان، یکه و تنها با خانواده‌اش در سکوت گوش‌خراش خیابان قدم‌ زنان ایستاده بود !



*********



یارو ریش پروفسوری داشته، میره پیش رفیقاش و میگه:


هر سوالی دارین امروز بپرسین، فردا میخوام ریش هامو بزنم !



*********


به یارو میگن یه حرف فلسفی بگو. میگه:


آدمای احمق کسانی هستند که به همه چیز ۱۰۰% اطمینان میکنن.


بهش میگن مطمئنی؟ میگه ۱۰۰%



*********



آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟


آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟


آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟به خدا درست فکر می کنید !



*********



از کجا می فهمی که خانمی قصد دارد یک حرف هوشمندانه بزند؟


وقتی جمله اش را با “روزی از یک مرد شنیدم ” شروع کند!



*********



آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند؟ آیا می خواهید مچشان رابگیرید؟


آیا می خواهید بدانید چه کسانی در مسنجرآنلاین هستند؟ اگر می خواهید بدانید


باید بگویم خیلی فضولید!



*********



معلمه سر کلاس میگه هرکس خنگه از جاش بلند بشه !


یه شاگرده بلند میشه میگه : آقا بخدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید



*********


خیلی سخته وقتی بهت میگن : سریالی که عاشق هنر پیشه اش شدی


۱۰سال پیش ساخته شد!



*********



به یارومیگن چرا زشتی؟ میگه وقتی کوچیک بودم توبیمارستان عوضم کردن!



طبقه بندی: جوک،  sms،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مرداد 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

 

غضنفر میره سربازی دشمن شروع میکنه به خمپاره زدن، فرمانده داد میزنه: سنگر بگیرید، سنگر بگیرید! 
غضنفر پامیشه داد میزنه، نه،نه 
برای من بربری بگیرید

 

از یه آبادانی می پرسندجمعیت آبادان چندنفره؟میگه ولله بادهاتهای اطرافش ۶۰-۷۰میلیونی میشه

 

طرف اسم بچه اش رو میزاره اس ام اس میگن این چه اسمیه ؟ میگه چیه از پیام که با کلاس تره!


روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش.. اون موقع من کلاس اول بودم... حالا شوهر دارم




طبقه بندی: طنز،  جوک، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 خرداد 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

(ارسال توسط دوست خوبمون عماد)

غضنفر میخواسته بیاد تهران، میره ترمینال از یه راننده میپرسه آقا بلیط تهران چند؟
رانندهه میگه : اگه جلو بشینی 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن
بعد میخواد یه كم یارو رو سر كار بذاره، میگه : اگه دنبال اتوبوس هم بدویی 300 تومن!
غضنفر یك نگاهی به كیف پولش میكنه، میگه: خوبه دنبالش میدوم!
خلاصه 300 تومن میده و بسم الله شروع میكنه دنبال اتوبوس دویدن.
نزدیكای غروب اتوبوس داشته از نزدیكای كرج رد میشده، رانندهه میبینه غضنفر هی داره از عقب اشاره میكنه
شاگردش میگه: بابا داغون شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاریك میشه سختشه، بیچاره 300 تومن هم كه داده.
راننده هم نگه میداره.
غضنفر نفس نفس زنان و شاكی میاد جلو میگه: اینجا كرج بود؟
راننده میگه: آره.
غضنفر میگه: خوب مرتیكه خر چرا هر چی علامت میدم نگه نمیداری؟! من میخواستم كرج پیاده شم.




طبقه بندی: جوک، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

معلم: كی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینكه خلبان عرق نكنه!
معلم: از كجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه كه ما داشتیم فیلم تماشا می كردیم، دیدیم كه وقتی پروانه هواپیما از كار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

==========================

غضنفر رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می‌پرسه: چطور بود؟
غضنفر میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول كه تموم شد یك پلاكارد نشون دادن كه نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر كنم اومدم بیرون!

==========================

به غضنفر میگن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ كن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به كف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می‌كنه به دوربین، میگه: می‌خوام سالاد درست كنم!

==========================

غضنفر داشته برای دوستانش تعریف می‌كرده: “رفته بودم جنگل، كه ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می‌دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می‌دوید و لیز می‌خورد…”
دوستاش می‌گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نكردی!”
غضنفر می‌گه: “پس فكر كردید برای چی خرسه لیز می‌خورد؟”

==========================

مردی میره پیش كشیش تا اعتراف كنه. میگه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یك مرد در خانه خودم پناه دادم.
كشیش میگه: خوب این كه گناه نیست!
مرد میگه: ولی من بهش گفتم برای هر یك هفته‌ای كه در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
كشیش می‌گه: درسته كه كارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این كار رو انجام دادی.
مرد میگه: اوه! متشكرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
كشیش می‌گه: بگو فرزندم.
مرد میگه: آیا باید بهش بگم كه جنگ تموم شده؟

==========================

 غضنفر میره كتابخونه، داد می‌زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می‌گه: آقا! اینجا كتابخونه هست.
غضنفر می‌گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می‌گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

==========================

احمد: مامان! اجازه میدهی بروم با اكبر بازی كنم؟
مادر: نه پسرم، اكبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی كند.
احمد: پس اجازه بدهید اكبر بیاید با من بازی كند!!




طبقه بندی: sms،  جوک، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

یارو میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا 1000000 تومنی.
یارو میگه: 1000 تومنی اش چه جوری کار میکنه؟
فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو میبینن، بلندتر حرف میزنن



پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.
پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم



پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟
پسر: سیاستمدار
پدر: مگه عقلت کمه؟
پسر: یعنی شرطش اینه!؟



مادر و بچه جلوی قفس میمونه...
بچه: مامان این میمونه شبیه عمه کبری است.
مادر: وای! عزیزم اگر به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها.
بچه: مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!


بچه اولی: پدر تو هم بهت یاد داده قبل از غذا دعا بخونی؟
بچه دومی: نه، آخه مادرم خوب غذا درست می کنه!


فریدون همیشه لباس مشكی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشكی می پوشی؟
میگه: آخه من ختم روزگارم!


محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!


معلم: چرا رفته هستم غلط است؟
شاگرد: آقا اجازه، برای اینکه شما هنوز نرفته هستید


زن از شوهرش پرسید: چرا وقتی که من آواز میخوانم، تو از پنجره بیرون را نگاه میکنی و میخندی؟
شوهر میگه: برای اینکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک می زنم و تو داری با جیغ و داد گریه می کنی!


مشتری: این كت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یكی چنده؟
فروشنده: وای وای!!


به طرف میگن "تور" را تعریف كن؟ میگه: تور مجموعه سوراخهایی هستند كه با نخ به هم وصل شده‌اند!


زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن
مرد: ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!


از حیف نان می پرسن یه موجود نام ببر... می گه یخ. می گن یخ كه موجود نیست. می گه هست، چون همه جا نوشته یخ موجود است!


سه نفر ایرانی تو دوبی کنار ساحل خلیج فارس علیه آمریكا شعار میدادن و میگفتن:
خلیج فارس ایران محل دفن ریگان. 
یه ناو آمریكایی كه از اونجا رد میشد اینا رو دستگیر میكنه. به اولی میگن خب تو چی میگفتی؟ یهو جوش میاره میگه: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان! میگیرن میكشنش. 
به دومی میگن تو چی میگی؟ میترسه میگه والا به خدا من فقط گفتم خلیج فارس ایران محل ماهیگیران! آزادش میكنن. 
به سومی میگن تو چی میگی؟ میگه: من گفتم خلیج فارس ایران آسفالت باید گردد!


به بیل گیتس میگن سرمایه اولیت چقدره؟
میگه: الان رو می گی! یا... الانو!!!!



یک روشنفکره از نویسنده میپرسه: شما از اصطلاح خلاء دردناك زیاد استفاده میكنید، مگه ممكنه چیزی هم خالی باشه هم درد كنه؟
نویسنده میگه: عجیبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتید؟


هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته، فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا، فقط سیفونو کشیدم!


غضنفر داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم گرفت منو و خورد.
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
غضنفر میگه: ای بابا، چه زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی!؟


یارو زنگ می زنه به دکتر خانوادگیشون، می گه: حال پدرم اصلا خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید.
دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست.


بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به طرف تا حال پدرش رو بپرسه می گه: خوب، حال پدرت چطوره؟
یارو میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده!



زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
مرد میگه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟



به غضنفر میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار كجاش آبدار و شیرینه؟
حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!



جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟



دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!



یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم!
یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.



معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟

شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!



مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد

علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!




معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟

شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!






عاشقانه...



یکی بود یکی نبود.یه روز زمین عاشق خورشید شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو رودر باسی موند!


ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم


هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند



هیچکس به کار خوبم نمینماید نظر ، هزار دیده به دنبال یک اشتباه من است . . .



تب وتابی داره باتو بودن ای حبیب / قلب خود را قربانی نمودن ای طبیب

در رهت جانی را ستودن ای شکیب / عاشق را معشوق بودن ای رقیب . . .



رنگ از رخسار گندم رفته است / دوستی از یاد مردم رفته است

ننگ دیگر در بین مردم ننگ نیست / آینه با آینه یک رنگ نیست . . .



رفاقت مثل ساختن آدم برفیه ، ساختنش راحته ولی نگه داشتنش سخته . . .



روی هر سینه سری تکیه کند وقت وداع / سر من وقت وداع تکیه بر دیوار کرد

روی هر لب ، لبی باشد موقع قنچه شدن / لب من خشکی رو باز از رو خودش پاک کرد . . .




میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست / کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست

دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست / فقط در دستهاى گرم تو مردن قشنگست . . .




آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهایی ات از دیدن آن
جا بخورد و بداند که دل من با توست ، در همین یک قدمی . . .



آره زندگیم همینه ، دیگه چاره ای ندارم

صبح تا شب این شده کارم

یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم . . .



من دل به كسی جز تو به آسان ندهم

چیـــــــزی كه گران خریدم ارزان ندهم

صد جان بدهم در آرزوی ِ دل ِ خویش

وان دل كه تو را خواست به صد جان ندهم




وقتی گرمای نگاهت نیست این میشود حال و روز من

سرماخوردگی پی در پی، تب و لرز



لذت عاشقی به شدتتش نیست به مدتشه.



نماند ناز شیرین بی خریدار

اگر خسرو نباشد ، کوهکن هست



فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست... اما حیف این تازه اول یک زندگیست...
زندگی چیزیست شبیه یک حباب.. عشق آبادیه زیبایی در سراب... 




فاصله با آرزو های ما چه کرد... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد



عشق را که با عقل مخلوط می کنی ... چه معجون تهوع آوری می توان ساخت

تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن / خاطراتم رو نگه دار اما دستامو رها کن . . .



مرا نیست هراسی ز نیروی مشت / مرا ناجوانمردی خلق کشت

مهر کردم به مردم بسی / نچیدم گل مردمی از کسی . . .



به روز مرگ چو تابوت من روان باشد ، گمان ببر مرا درد عشق تو باشد . . .



ای عزیزترینم تا عمق وجودم دوست دارمت / اگر مردم نبودم در کنارت به خدا می سپارمت . . .




طبقه بندی: sms،  جوک، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
به تركه میگن سه تا میوه نام ببركه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر كه میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه

غضنفر ده هزار تومن تو جیبش بوده میخواسته بره مشروب بگیره. تو راه نیرو انتظامی رو میبینه، پولا روپرت میکنه تو جوب فرار می کنه


اولین دعوای زناشویی از آنجایی شروع شد که حوا با شورت آدم که از برگ انگور بود دلمه درست کرد


پشه میگن چرا زمستونا پیداتون نیست؟!؟؟؟! میگه:نه اینکه تاستونا خیلی برخوردتون خوبه


ترکه میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم




به ترکه میگن جمله "دلم هواتو کرده" را به انگلیسی ترجمه کن ، میگه 
My Heart ****ed your Air



هفت به هشت میگه دومیلیون بهت میدم جات و با من عوض کن،هشت جواب میده: من واسه مال دنیا لنگم و هوا نمیکنم


چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!


به ترکه میگن زنتو چقدر مهر کردی؟ میگه والا یادم نیست ولی آبان و آذر زیاد کردم.


ترکه رنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ می گن بله... می گه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید


به غضنفر میگن با جام جم جمله بساز، میگه من صبحها كه از خواب پا میشم جام جم میكنم





به غضنفر میگن تو که روزه نمیگیری، چرا سحری میخوری؟ میگه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟


غضنفر نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا


ه یکی می گن می دونی فامیلی خدا چیه؟ می گه: فکر کنم وکیلی باشه


تهرانیه داشت واسه آبادانیه خالی می بست می گه من یه سگ دارم وقتی میاد خونه در میزنه ...ابادانیه میگه :ولک مگه سگت کلید نداره



اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره







ترکه میره حمام ، حوله نداشته خودش رو با برق خشک میکنه

با واگذاری مخابرات به سپاه كد تهران از 021 به یا زهرا تغییر كرد



ترکه عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد پسرشو میبینه میزنه تو گوشش . پسره میگه بابا چرا میزنی ؟ میگه تو این وقت شب بیرون چی کار میکنی ؟ پسره میگه بابا شب نیست عینکتو بردار . ترکه عینکشو بر میداره دوباره میزنه زیر گوش پسره . پسرشمیپرسه بابا واسه .......چی میزنی ؟ میگه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار میکردی



رکه میگن به زنبوریی که از کندو محافظت میکنن چی میگن....؟ ترکه میگه: خسته نباشین





طبقه بندی: جوک، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388 توسط nilofar moeini | نظرات()
بچه از مامانش می پرسه: مامان! تو بهشت شوهرا از رناشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
مامانه می گه: بچه جون! اگه مردا هم تو بهشت باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!



طبقه بندی: جوک،  دخترانه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388 توسط nilofar moeini | نظرات()
غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!


طبقه بندی: جوک، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388 توسط nilofar moeini | نظرات()
orke bad az 2 sal ye puzzle ro tamom mikone, behesh migan chera inghadar tool keshid. mige na baba, taze zood tamoom kardam, rosh neveshte 3 ta 5 sal


طبقه بندی: جوک، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اسفند 1388 توسط nilofar moeini | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» مطالب چطور بود






پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

language="javascript" src="http://www.ParstOOLS.com/dic/code/?bgcolor=FFFFFF&width=160&height=180"> www.bahar22.com---->

كد تقویم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات