dokhtaran
 یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن. وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشتهء كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اینكه شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم.
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: اوه! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… این خیلی رمانتیكه. ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد. بنابراین خیلی متاسفم عزیزم… آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچیكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه. و باید برآورده بشه. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد!



طبقه بندی: طنز،  خواندنی،  دخترانه،  پسران،  پند و حکایت، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
من همیشه میگم پسرها فبل اینکه حرف بزنند یه کم فکر کنن که این جوری سوژه خنده نباشن

سر کلاس

یكی از دانشجوهای پسر : استاد break نمیدین ؟ فوتبال تیم دانشكده است . می خوایم بریم تشویق كنیم .

استاد: چرا ، خیلی هم خوبه . میریم اونجا هم تشویق می كنیم و هم بستنی هائی كه براتون خریدم رو میخوریم ( قضیه بستنی تو حاشیه است )

یكی از دانشجوهای دختر : استاد پس ما تو این نیم ساعت ، 45 دیقه چی كار كنیم .
استاد ( كه معمولا در 101% موارد حرف واسه گفتن كم نمیاره) : خوب شما برید ..... برید قلاب بافی .
كلاس می تركه . پسرها با تمام وجودشون كف میزنن
 ( آخه این پسرهای بیچاره دنبال موقعیت میگردن كه اظهار وجود كنند )

بعد از كلاس :

دختر : چرا ؟
پسر : چرا چی ؟
دختر : هیچی ؟
پسر : نه بگو .
دختر : چرا وقتی استاد این حرف رو زد پسرها "ذوق مرگ" شدن ؟
پسر : هاااااااا ، خوب به خاطر این كه شما دختر ها رو ساختن واسه قلاب بافی و كوبلن دوزی و آشپزی و ....
دختر : شما پسرها رو واسه چه كاری ساختن ؟
پسر : واسه كارهای مردونه .
دختر : مثل حمالی ؟!!!!!!!!
پسر : نه خیرم . مثل درس خوندن . مثل ورزش كردن . مثل كار كردن ( البته تو ذهنش منظورش كارهای high level بوده حتما)
دختر : وا . خوب ما دخترها هم كه كنار شما درس می خونیم . ورزش می كنیم . كار می كنیم .
پسر : هااااااااااا ، خوب ببین این یكی از " مشكلات " جامعه ی مدرنیزه ی امروزه . 
دختر : پس تو با مدرنیزه شدن مخالفی ؟ (اولین سوتی یه پسر)
پسر : ببین چیزه ....... تو نظرت راجع به اینكه میگن دخترا یه دنده شون كمه چیه ؟ ( توجه كنید كه پسر از اهرم تحریك دختر استفاده كرد هم چنین به شیوه ای به ظاهر هوشمندانه بحث رو به نفع خودش عوض كرد. ولی .... )
دختر : خوب این خیلی مشكل خاصی نیست . حالا جدا از اثبات نادرستی یه علمی یه این قضیه ( دومین سوتی یه پسر) ، دخترباشی و یه دنده ات كم باشه بهتر از اینه كه پسر باشی و یه تخته ات كم باشه !!!!!
پسر : میگم بی خیال بابا . جدی گرفتی . 
دختر : ترجیح میده فقط نیگا كنه حرفی نزنه .
پسر : یه چیز دیگه یادم اومد
 ( بیچاره پسرها در این جور بحث ها خیلی به خودشون فشار میارن)
دختر : چی ؟
پسر : این كه خدا زن رو از دنده ی چپ مرد آفریده . دیگه اون موقع كه كسی نبوده كه بخواد حالا ثابت كنه این غلطه .
دختر : خوب گیریم كه درسته . خدا همه كاراش رو حساب كتابه . زن رو از دنده ی چپ مرد آفریده كه در هر صورتی بتونه حال مرد رو بگیره و بكنه تو شیشه !!!

خوب دیگه اینجا پسر حالش گرفته شده ( به بیانی بهتر له شده ) ، ترجیح میده به گفتن این جمله كفایت كنه : من گشنمه . بریم یک چیزی بخوریم





طبقه بندی: طنز،  دخترانه،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
 

اگر از پسرهای پشت كنكور بپرسید برای چه می‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقیقی آنها این خواهد بود:دختربازی .

حالا تكلیف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را می‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه. 

میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اینو بخونید:



* سری به یكی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای مشغول پاستور بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه یادشان رفته غذا بالای اجاق داردمی‌سوزد.

* سری به یكی از كافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا می‌شوند نه كك این میگزه نه اون.


* سر یكی از كلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشسته‌اند و با تلاش زیاد طوریكه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوی دختره می نویسند (من خرهستم). 


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها می‌سوزه و برای آنها سوپ میاره. 

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی می‌كنند و برای دخترهای دانشجوی همسایه می‌برند كه بله، اینو ما پختیم. دخترها فكر می‌كنند كه اینها دیگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را می‌گیرند. غافل از اینكه پسرها...


حقیقت اصلی دانشگاه اینه !!!!!!





طبقه بندی: طنز،  دخترانه،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
سه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت. 

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه. 

واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن) 

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده 

واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده. 




طبقه بندی: طنز،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()



طبقه بندی: طنز،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

مرد ها مثل چی هستند ؟

: مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه یكی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد

: مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند
. حتی یك كلمه از چیزهائی را كه میگویند نمیتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپیوتر » هستند
. كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند

: مردها مثل « سیمان » هستند
. وقتی جائی پهنشان میكنی باید با كلنگ آنها را از جا بكنی

: مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند
. همیشه به شما میگویند كه چه بكنید و معمولاً اشتباه می گویند

: مردها مثل « جای پارك » هستند
خوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی كه باقی مانده اند یا كوچك هستند یا جلوی درب منزل مردم

: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند 

: مردها مثل « باران بهاری » هستند
. هیچوقت نمیدانید كی می آیند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع میشود

: مردها مثل « پیكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غیر قابل اطمینان 


: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز كردن و مراقبت از آنها خسته می شوید



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
chera enghad monharefin
خوشم میاد خوب میرید سر کار

   




طبقه بندی: طنز،  پسران،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

ره پسرها تو هیچی شانس ندارن حتی تو اسمشون  میگی نه؟ نگاه کن !!!!


اسم پسرها قبل از سال 70 حتمأ این اسم ها رو ببین 




طبقه بندی: پسران،  دخترانه،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

 تا اینجا پسرها بهونه داشتن که : دخترا به این نتایج در مورد پسرها رسیدن اما  دانشمندان 
به نتایج جالبی در مورد مغز آقایون و خانمها رسیده اند.این مطلب کاملا علمی هست

 میگی نه؟ نگاه من !!!!!!

 

1مغز مردها از مغز زن ها بزرگ تر است ولی در جریان عمر زودتر از مغز زنان كوچك تر می شود 

2. مغز زنان در درجه حرارت بالاتری كار می كند. گلوكز بیشتری می سوزاند.

3. هنگام فكر كردن زنان از مقدار بیشتری از مغزشان استفاده می كنند.

4. ماده ی خاكستری مغز زنان 6.5 برابر مغز مردان است ولی ماده ی سفید مغز مردان 10 برابر مغز زنان است. شاید به همین دلیل است كه زنان در ریاضی و زبان برتری دارند. (دلیل خنگی پسرها )

5. در تست های هوش زنان چهار تا پنج امتیاز بیشتر از مردان امتیاز می آورند.

6. مردها تقریبا هر دقیقه به کارهای ناشیانه و زشت فكر می كنند و زنان هر سه و یا چهار روز یكبار!

7. چرا زنان زیاد حرف می زنند؟ چون حرف زدن در زنان باعث تحریك مركز خوشی و خوشگذرانی مغز می شود (چیزی نزدیك به ارگاسم).

8. عكس العمل نوزادان دختر به صداهای مزاحم خیلی بیشتر از پسرهاست.

 دیدی میگیم دخترا باهوش تر و بهتر از این موجودات پسر هستن 





طبقه بندی: دخترانه،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()















گویا این مراسم در شانگهای چین برگزار شده است 




طبقه بندی: دخترانه،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
یك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاكومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)
بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی كروكدیل شكار كنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم كه اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی كه از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می كنی با دیدن یه دختر متوجه میشی كه باید ازدواج كنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت كه اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می كنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با كوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینكه نشون بدی خیلی هول شدید تمام كوزه رو روی سرتون خالی می كنید.


40 سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید كه باید ازدواج كنید و از مادرتان می خواهید كه دختری را برایتان انتخاب كند.در اینجا اصلا نیازی نیست كه شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه كافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون كماكان پا بر جاست.


هم اكنون:
به دلیل پیشرفت تكنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از''ام اس ان'' یا ''آی سی كیو''هم می توانید استفاده كنید ولی انها آیكنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یك روم شلوغ رفته هر اسمی كه به نظرتان زیباست ''اد'' می كنید و با استفاده از آیكنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده كه نسخه جدید دارای امكانات ازدواج و زندگی مشترك نیز باشد



طبقه بندی: طنز،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
- خاله

معنای لغوی : خواهر مادر

معنای استعاره ای : هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیك : یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد . 

غذای مورد علاقه : آش كشك. 

ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود .

زیر شاخه ها : شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید .

مشاغل كاذب : خاله زنك بازی، خاله خانباجی .

چهره های معروف : خاله خرسه، خاله سوسكه. 

داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است . 



? - عمه

معنای لغوی : خواهر پدر

معنای استعاره ای : هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .

نقش سمبلیك : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ? - جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال : عمته ... ? - جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره ... ?- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ? - خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم ...

غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو . 

ضرب المثل : ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك ).

زیر شاخه ها : شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است . پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند .

مشاغل كاذب : Match-Making

چهره های معروف : عمه لیلا .

ترجیع بند : دختر , پسر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام !)

داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است . 



? - دایی

معنای لغوی : برادر مادر

معنای استعاره ای : هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد . 

نقش سمبلیك : یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد . 

غذای مورد علاقه: فسنجون .

ضرب المثل : عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود .

زیر شاخه ها : زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید . پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند . 

چهره های معروف : علی دایی، دایی جان ناپلئون .

ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست .

سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید .



? - عمو

معنای لغوی : برادر پدر

معنای استعاره ای : هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیك : یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود . 

غذای مورد علاقه : قرمه سبزی، آبگوشت . 

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند . 

زیر شاخه ها : زن عمو : یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید . 

مشاغل كاذب : بازی در قصه های ایرانی-اسلامی .

چهره های معروف : عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ . 

داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است .



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .. 

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند. بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند. 

روز شنبه معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت. روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد. 

شادی خاصی کلاس را فرا گرفت. معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا؟ " "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند. " دیگر صحبتی از آن برگه ها نشد. معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود . آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود ..دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال بعد، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد. و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد. 

او تابحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده ای به نظر می رسید. کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی، مراسم وداع را به جای آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود . 

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید : "آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ "معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا" سرباز ادامه داد: " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد. "پس از مراسم تدفین، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند. 

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید، به معلم گفت:"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد. "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش درآورد. 

خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود.

مادر مارک گفت: " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . " 

همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت: " من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . " 

همسر چاک گفت: " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم " 

مارلین گفت: " من هم برای خودم را دارم. توی دفتر خاطراتم گذاشته ام " 

سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت:
" این همیشه با منه . . . . من فکر نمی کردم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد 

معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده، گریه اش گرفت. او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند، گریه می کرد. 


سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد افتاد. بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد. 

اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید، به نظرشما این اولین باری خواهد بود که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر درروابط تان نکردید؟ 

هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند، بهتر و راحت تر خواهد بود. به یاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید. 

دوست خوبم ،امیدوارم همیشه خوبیهای من رو به یاد داشته باشی و بدی هایم را ببخشی و از یاد ببری ... 

صمیمانه برای تو آرزوی موفقیت و شادكامی دارم.



طبقه بندی: خواندنی،  پند و حکایت، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()


خانم باربارا والترز كه از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریكاست سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در كابل تهیه كرد.
در سفری كه به افغانستان داشت متوجه شده بود كه زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند.
خانم والترز اخیرا نیز سفری به كابل داشت ملاحظه كرد كه هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و علی رغم كنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند.
خانم والترز به یكی از این زنان نزدیك شده و می پرسد: چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینكه سنت دیرین را كه زمانی برای از میان برداشتنش تلاش می كردید همچنان ادامه می دهید؟
این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید: 
بخاطر مین های زمینی

نتیجه اخلاقی این داستان: مهم نیست كه به چه زبانی حرف بزنید و یا به كجا بروید پشت سر هر مردی یك زن باهوش قرار دارد.




طبقه بندی: طنز،  دخترانه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر باید پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نمیشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخورید
10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).




طبقه بندی: طنز،  دخترانه،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

این هنر هم از اون هنرهایی هستش که آدم انگشت حیرت به دهن می‌گیره!! 
http://www.2topics.com/group/files/51/07.jpg
http://www.2topics.com/group/files/51/08.jpg
http://www.2topics.com/group/files/51/09.jpg
http://www.2topics.com/group/files/51/10.jpg
http://www.2topics.com/group/files/51/11.jpg
http://www.2topics.com/group/files/51/12.jpg



طبقه بندی: عکس، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

اسکناس مچاله

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
داداش های نسل جدید یا داش مشدی های نسل جدید ابروهای نازکی دارند. زیر ابرو را برمی دارند و برخی نیز تیغ زیر ابروی شان می اندازند. راستش وقتی به قیافه هاشان دقیق می شوم تفاوت بین برداشتن ابرو و تیغ انداختن زیر ابرو را می فهمم. داداش های نسل جدید موهای شان را عمودی درست می کنند، انگار که دور سرشان «مو ربا»(بر وزن آهن ربا) قرار گرفته باشد. داداش های نسل جدید صورت های براقی دارند و گاه لب های شفافی. داداش های نسل جدید دوست دارند ادای داداش های نسل قدیم را دربیاورند و به همین خاطر به قهوه خانه های قدیمی می روند تا قلیان دود کنند. داداش های نسل جدید قلیان میوه ای می کشند و دودی به اندازه آتش اژدها از دهان شان بیرون می فرستند. داداش های نسل جدید گردن بندهای عجیبی به گردن می اندازند و انگشترهای غریبی به دست می کنند، گردن بندها و انگشترهایی که آدم را یاد فیلم های مربوط به دزدان دریایی و هفت تیرکش ها می اندازد. داداش های نسل جدید در قهوه خانه های قدیمی مورد توجه داداش های نسل قدیم قرار می گیرند و داداش های نسل قدیم از اینکه یکی از داداش های نسل جدید کنارشان بنشیند لذتی عجیب می برند... داداش های قدیمی آرام سر صحبت را باز می کنند تا به نتیجه ای برسند. داداش های نسل جدید هم که در برابر داداش های نسل قدیم کم آورده اند، قهوه خانه های مدل جدیدی را به عنوان «سفره خانه یا قهوه خانه سنتی» پاتوق می کنند تا دور از نظربازی مردان قدیمی، راحت داداش بازی نسل جدیدشان را به نمایش یکدیگر بگذارند. 


طبقه بندی: طنز،  دخترانه،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
خرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بی خطره
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز : گفتی تا چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه




طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
ای دانشجو!!
به گوش باش که چونان که هنگامه امتحانات پایان ترم فرا همی رسد نکات زیر به خاطر بسپار که به پاس همه درس ها نائل شوی.
1- زین پس تا آخرین روز امتحانات خواب بر تو حرام باد.
2- تلوزیون را ولو این که باغ مظفری بل زیر تیغی پخش کناد بیخیال همی شو که وقت بس ناجوان مردانه تنگ است.
3- دیر خواب و زود خی
4- شبکه گسترده جهانی را تعطیل کن ولو به سبب 360 آپ همی کردن
5- پارک و سینما و کافی شاپ خوردن تا آخرین روز امتحانات مکروه گردد
6- کتاب فقط کتاب درسی و فیلم تنها فیلم درسی(با توجه به این که در ایام امتحانات همگی عجیب به سمت مطالعه غیر درسی گرایش داریم)
7- موبایل بازی اعم از اس ام اس و بلو توث و ارسال صور قبیحه و نوای قبیحه همگی موجب ابطال وقت است
8- حمام کردن بیش از نیم ساعت و یک بار اصلاحیدن صورت در هفته حرام است
9- صله ارحام ولو ختنه سوران پسر دایی باشد یا عروسی شوهر دختر عمه ی همسایه ناتنی بر تو واجب نمی باشد.نرو...
10- پاچه خواری استاد را از خاطر مبر که اوجب واجبات است و بسی تو را در پاسیدن درس همی یاری کناد
به گوش باش که چونان که هنگامه امتحانات پایان ترم فرا همی رسد نکات زیر به خاطر بسپار که به پاس همه درس ها نائل شوی.
1- زین پس تا آخرین روز امتحانات خواب بر تو حرام باد.
2- تلوزیون را ولو این که باغ مظفری بل زیر تیغی پخش کناد بیخیال همی شو که وقت بس ناجوان مردانه تنگ است.
3- دیر خواب و زود خی
4- شبکه گسترده جهانی را تعطیل کن ولو به سبب 360 آپ همی کردن
5- پارک و سینما و کافی شاپ خوردن تا آخرین روز امتحانات مکروه گردد
6- کتاب فقط کتاب درسی و فیلم تنها فیلم درسی(با توجه به این که در ایام امتحانات همگی عجیب به سمت مطالعه غیر درسی گرایش داریم)
7- موبایل بازی اعم از اس ام اس و بلو توث و ارسال صور قبیحه و نوای قبیحه همگی موجب ابطال وقت است
8- حمام کردن بیش از نیم ساعت و یک بار اصلاحیدن صورت در هفته حرام است
9- صله ارحام ولو ختنه سوران پسر دایی باشد یا عروسی شوهر دختر عمه ی همسایه ناتنی بر تو واجب نمی باشد.نرو...
10- پاچه خواری استاد را از خاطر مبر که اوجب واجبات است و بسی تو را در پاسیدن درس همی یاری کناد



طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

این یک بیماری مسری در پسران است. اگر برادر و یا دوست‌پسر و یا پسر شما این بیماری را بگیرد یقین بدانید که در عرض کمتر از یک هفته کل پسران محل را مبتلا میکند. پس برای جلوگیری از این بیماری اگر کسی را مشاهده کردید که مبتلا است حتمآ او را قرنطینه کنید.

علایم این بیماری:

1- گذاشتن ریشهای نخ قیطونی.

2- طرز نگاه کردن به صورت عجیب غریب.

3- تکرار جمله‌ی «هوش پسران بیش ازدختران است».

4- ایستادن زیاد رو به روی آینه.

5- استفاده از جملاتی شبیه: «همین که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6- مخالفتهای پی در پی.

7- پایین بردن شخصیت دختران برای تقویت روحیه.

8- خواندن اشعار پر محتوا از قبیل: «پسرا شیرن مثل شمشیرن». (دوپینگ)

9- روزی ۵۰ دفعه شنیدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون یا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10- خواندن کتابهایی از قبیل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بریم؟

انرژی درمانی

تقویت اراده در ۲۰ روز 

من بهترینم





طبقه بندی: طنز،  پسران، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
 تصویری از ورزش صبحگاهی خانم وزیر(1)






















طبقه بندی: عکس، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
دانشگاه Yatun شرق نیوزلند!


این دانشگاه شامل مجموعه رشته های فنی مهندسی و حقوق میباشید که در سال 2006 توسط مهندسی ژاپنی ساخته شده است
در ساخت این مجموعه آموزشی تلفیقی از معماری نوین و بازگشت بکار رفته است. بطوریکه سقف تمامی سازه ها از چم پوشیده شده و
در دل ساختمان مجموعه ای از آبنما ها و استخری به سبک جزایر نیوزلند احداث گردیده است.


http://www.2dayjoke.com/group/33/03.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/04.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/05.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/06.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/07.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/08.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/09.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/10.jpg
http://www.2dayjoke.com/group/33/11.jpg




طبقه بندی: عکس، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()

دنیای شیرین بچه ها و دیوونه بازیهاشون 

 
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 800x600.
 
 
 
 
 
 
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 900x600.
 
 
 
 




طبقه بندی: عکس،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1389 توسط nilofar moeini | نظرات()
(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» مطالب چطور بود






پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

language="javascript" src="http://www.ParstOOLS.com/dic/code/?bgcolor=FFFFFF&width=160&height=180"> www.bahar22.com---->

كد تقویم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic